پاتوژن چیست انواع بیماری پاتوژن و راه درمان آن

اخبار پزشکی

پزشکی پاتوژن چیست انواع بیماری پاتوژن و راه درمان آن

What is the medical pathogen pathogenic disease and its treatment

بیماری پاتوژن پاتوژن تعريف انواع پاتوژن پارازيتيسم و بيماريزائي هر ارگانیسمی که قادر به حمله به بدن باشد توليد بيماري در انسان و يا حيوانات بيمارگرهاي گياهي موجود زنده اي که در داخل و يا در سطح موجود زنده ديگر گياه زيان آور اعضاي معدودي از برخي گروهها مي توانند انگل گياهان بشوند بعضي انگلها مانند ويروسها ريزوپوس تقريباً در همه جا يافت مي شود ساپروفيتي زنگ سياه گندم Puccinia graminis مراحل اسپرموگونيا و ايسيوم روي زرشک و ماهونيا راحل اسپرموگوني و ايسيدي در بهار روي برگ داخل اسپرموگونيوم اپيدرم روي تاولها پاره مي شود اسپورانژيومها Phytophthora infestans فتوسنتز يک عمل اساسي در گياهان سبز است اثر بر جذب آب توسط ريشه اثر بر انتقال آب در آوندهاي چوبي اثر پاتوژنها در تبخير اختلال در انتقال مواد آلي در آوندهاي آبکش اثر پاتوژنها بر تنفس اثر پاتوژنها بر نفوذ پذيري غشاهاي سلولي اثربرنسخه برداری آگريوس جرجن 1370 بيماريهای گياهی ترجمه مهرآوران حميد انتشارات دانشگاه اروميه انتشارات دانشگاه گيلان انتشارات دانشگاه اروميه عوامل بيماريزا از جمله ويروسها و قارچهای انگل .

پاتوژن چیست انواع بیماری پاتوژن و راه درمان آن

هر ارگانیسمی که قادر به حمله به بدن باشد و بیماری ایجاد کند و بتواند افراد طبیعی را عفونی یا مبتلا به انگل نماید، به نام

بیماریزا ( پاتوژن ) خوانده می شود
پاتوژنهايي که به گياهان حمله مي کنند جزء همان دسته از موجوداتي هستند که بيماريهاي انسان و دام را به وجود مي آورند. به استثناي برخي بيمارگرهاي گياهي که بوسيله حشرات بخصوصي انتقال مي يابند و هم در گياهان و هم در ناقلان خود توليد بيماري مي کنند، هيچکدام از بيمارگرهاي گياهي به توليد بيماري در انسان و يا حيوانات قادر نيستند.

بيماريهاي مسري بيماريهايي هستند که در نتيجه آلودگي گياه به يک بيمارگر توليد مي شوند. از مشخصات اين بيمارگرها قدرت رشد و تکثير آنها در گياه بيمار و سرايت از گياهان مبتلا به گياهان سالم و در نتيجه ايجاد مجدد بيماري است.

پارازيتيسم و بيماريزائي

موجود زنده اي که در داخل و يا در سطح موجود زنده ديگري زندگي کرده و مواد غذايي مورد نياز خود را از آن کسب کند، پارازيت و رابطه بين يک پارازيت و ميزبان آن پارازيتيسم خوانده مي شود. پارازيت گياهي موجودي است که رابطه نزديکي با گياه ميزبان خود برقرار کرده و با استفاده از آن رشد و تکثير مي يابد. کسب آب و مواد غذايي از گياه ميزبان توسط پارازيت معمولاً باعث تقليل راندمان رشد عادي گياه شده و براي توسعه و توليد مثل گياه زيان آور است. بنابراين پارازيتيسم در اکثر موارد با بيماريزائي ارتباط نزديک دارد و همين توانايي در رخنه و استقرار پارازيت در گياه ميزبان معمولاً به بروز حالت بيماری منجر مي گردد.

در برخي از موارد پارازيتيسم مانند حالتي که در مورد باکتريهاي غده ريشه بقولات و يا آلوده شدن ريشه بيشتر گياهان گلدار به قارچهاي ميکوريزا ديده مي شود، هر دو موجود يعني ميزبان و انگل به رشد يکـديگر کمک مي کنند و اين موارد را همزيستي يا Symbiosis مي نامند.

تعريف انواع پاتوژن

از بين دستجات متعدد موجودات زنده، فقط اعضاي معدودي از برخي گروهها مي توانند انگل گياهان بشوند. اين دستجات عبارتند از: قارچ ها، باکتريها، مايکوپلاسماها، گياهان عالي انگل، نماتدها، پروتوزوآها، ويروسها و ويروئيدها. اين انگلها براي اينکه موفق باشند، بايد توانايي ورود به داخل گياه را نيز پيداکنند. بعضي انگلها مانند ويروسها، ويروئيدها، مايکوپلاسماها، باکتريهاي سخت کشت، نماتدها، پروتوزوآها و قارچ هايي که سفيدکهاي حقيقي و دروغي و زنگ توليد مي کنند زنده خوار يا Biotroph بوده و در طبيعت قادرند فقط بر روي ميزبانهاي زنده به رشد و توليد مثل خود ادامه دهـند لذا آنهارا پارازيت اجبـاري (obligatory parasite) مي نامند و در مقابل موجوداتي که فقط قادر به استفاده از مواد آلي مرده هستند چه گياهي و چه حيواني به اينها ساپروفيت اجباري(obligatory saprophyte) گويند. انگلهاي ديگر (بيشتر قارچها و باکتريها) مي توانند بر روي ميزبان زنده و غيرزنده و انواع متفاوتي از محيطهای کشت زندگی کنند. بنابراين پارازيت غيراجباری (nonobligatory parasite ) ناميده مي شوند. برخي از انگلهاي غيراجباري بيشتر اوقات و يا قسمت عمده دوره زندگيشان به صورت انگلي است ولي تحت شرايط خاصي ممکن است به صورت ساپروفيت روي مواد آلي مرده زندگي کرده و به اين دليل ساپروفيت اختياري (Facultative Saprophyte) ناميده مي شوند؛ در حالي که گروهي از انگلهاي غير اجباري بيشتر اوقات روي مواد آلي مرده زندگي مي کنند در شرايط بخصوصي ممکن است به گياهان حمله کرده و انگل آنها بشوند، به اينها پارازيت اختياري (Facultative Parasite) گويند. معمولاً هيچ رابطه اي بين درجه پارازيتيسم يک پاتوژن و شدت بيماري که مي تواند توليد کند وجود ندارد، چه بسياري از امراض که بوسيله پارازيتهاي غيراجباري توليد مي شود وخسارتشان ممکن است از امراضی که بوسيله پارازيتهای اجباری ايجاد شود، بيشتر باشد.

از طرف ديگر بعضي قارچها مانند آنهایی که توليد کپک دوده اي مي کنند، مي توانند در نتيجه رشد روي برگ گياه توليد بيماري کنند ولي درحقيقت پارازيت گياه نيستند چون از ترشحات حشرات روي گياه تغذيه مي کنند.

Rhizopus sp.

ريزوپوس تقريباً در همه جا يافت مي شود. معمولاً به صورت ساپروفيتي و گاهي به صورت پارازيتي ضعيف روي اندامهاي گياهي انبار شده زندگي مي کند. ريسه قارچ فاقد ديواره عرضي است و اسپورانژيوفورهاي بلند هوايي توليد مي کند که در نوکشان اسپورانژيومهاي کروي سياه به وجود مي آيد. اين اسپورانژيومها غشاء نازکي دارند و حاوي هزاران اسپورانژيوسپور کروي هستند. هنگامي که غشا اسپورانژيوم پاره مي شود اسپورانژيوسپورهاي آزاد شده در هوا معلق مانده و يا بر روي سطحي مي افتند؛ در صورتي که بر روي سطح مرطوب ياِزخم اندام گياهي حساس بيفتند، اسپورانژيوسپورها جوانه زده و مجدداً توليد ريسه مي کنند؛ وقتي که ريسه بر روي يک سطح رشد مي کند، استولون يا ريسه رونده توليد مي نمايد؛ يعني هيفي ايجاد مي کند که بر بالاي آن سطح قوس زده و در نقطه تماس بعدي با سطح دو اندامه مي شود؛ يکي هيفهاي ريشه مانند به نام ريزوئيد که به داخل سطح رشد مي کند و ديگر اسپورانژيوفورهاي هوايي که خود اسپورانژيوم توليد مي کنند. از هر نقطه تماس، استولونهاي متعددي در جهات مختلف به وجود مي آيد. هيفهاي مجاور هم شاخه هاي کوتاهي به نام پروگامتانژيوم توليد مي کنند که به سوي يکديگر رشد مي نمايند؛ وقتي که اين ها باهم مماس مي شوندرشديافته وتبديل به گامتانژيوم ميشوند. اينها به هم جوش خورده، پروتوپلاسمهايشان مخلوط شده و هسته هايشان به صورت جفتهايي در مي آيند. سلولي که از جفت شدن آنها به وجود آمده بزرگ مي شود و ديواره اش ضخيم و سياه رنگ و زگيل دار مي شود؛ اين سلول که به صورت جنسي توليد شده زيگوسيور نام دارد و اسپور زمستانگذران يا مرحله استراحتي قارچ است؛ هنگامي که جوانه مي زند توليد يک اسپورانژيوفور، حامل يک اسپورانژيوم، پر از اسپورانژيوسپور مي کند.

زنگ سياه گندم Puccinia graminis

اين قارچ يک زنگ ماکروسيکليک و دو ميزبانه است که مراحل اسپرموگونيا و ايسيوم روي زرشک و ماهونيا (ميزبان ثانويه) و مراحل يوريديا وتليا روي گندم و ديگر غلات ايجاد مي کند.

مراحل اسپرموگوني و ايسيدي در بهار روي برگ، دمبرگ و شکوفه هاي زرشک معمولي و زينتي به صورت لکه هاي زرد و نارنجي ظاهر مي گردند. مرحله اسپرموگوني زنگ سياه گندم عموماً از جوانه زدن بازيديوسپورها در بهار، روي سطح فوقاني برگ زرشک به صورت لکه هاي زرد ظاهر مي شود. در داخل لکه ها اندام تيره رنگ کوزه اي شکلي به نام پيکنيوم (اسپرموگونيوم) تشکيل مي شوند. پس از تکامل و رشد کامل لکه از قسمت فوقاني ديواره اسپرموگونيوم هيفهاي پذيرنده ظاهر مي شود و اسپرماتيهاي زيادي همراه با يک قطره شهد از داخل اسپرموگونيوم خارج مي گردند. اسپرموگونيومها بسته به فاکتور جنسي بازيديوسپورها که ممکن است مثبت يا منفي باشند در روي برگ زرشک به وجود مي آيند. حشرات با توجه به بوی معطر اسپرموگونيومها و شهدي که از آنها خارج مي شود به سويشان جلب مي شوند و با تغذيه از شهد قدري اسپرماتي به قطعات دهاني آنها مي چسبد که در پرواز بعدي سبب انتقال اسپرماتي منفي بر روي هيف پذيرنده مثبت و بالعکس شده، در نتيجه، از آميزش بين اسپرماتي با هيف پذيرنده از جنس مخالف، هيف دو هسته اي تشکيل مي گردد. به محض بوجود آمدن هيف دو هسته اي، قارچ فعاليت خود را از سرگرفته و برجستگيهاي فنجاني شکل به رنگ زرد نارنجي در سطح زيرين برگ تشکيل مي دهد و زنگ به مرحله ايسيديوم مي رود. اندامهاي فنجاني شکل مرحله ايسيديوم ممکن است روي برگ، ساقه، ميوه و دمبرگ نيز ظاهر شوند. در داخل اين اندام ايسيوسپورها روي کنيديوفورهاي کوتاه تشکيل مي شوند. ايسيوسپورها دو هسته اي هستند و معمولاً از طريق باد به ميزبان اصلي يعني گندم حمل مي شوند. ايسيوسپورها پس از جوانه زدن، لوله هاي زايا توليد مي نمايند که از راه روزنه ها به داخل برگ رخنه مي کنند. سپس در مدت کوتاهي (حدود 10 روز) تاولهايي به رنگ قرمز آجري در ساقه، برگ و غلاف ظاهر مي گردند. اين مرحله از بيماري زنگ را مرحله يوردينيوم مي نامند. در مرحله يوردينيوم، اپيدرم روي تاولها پاره مي شود و اسپورهاي تک سلولي دو هسته اي به نام يوردينيوسپور در هوا آزاد مي شوند. يوردينيوسپورها مي توانند آلودگي ثانويه را به وجود آورند. اين مرحله از زنگ به فاصله هر ده روز يک بار در روي گندم تکرار مي شود. در اواخر فصل رشد، مرحله تليوم يا جوشهاي پائيزه به رنگ سياه در ساقه، برگ و گاهي خوشه ظاهر مي گردند. تليوسپورهاي دو حجره اي با ديواره ضخيم در بقاياي آلوده گياهي زمستان گذراني مي کنند که در اوايل بهار از جوانه زدن آنها بازيديومها ظاهر مي گردند.بر روي هر بازيديوم چهار بازيديوسپور به وجود مي آيند. دو بازيديوسپور با فاکتور جنسي مثبت و دو بازيديوسپور داراي فاکتور جنسي منفي هستند. بازيديوسپورها به کمک باد بر روي برگهاي زرشک جنگلي يا زرشک زينتي (ماهونيا) انتقال مي يابند و از جوانه زدن آنها مرحله اسپرموگوني زنگ شروع مي شود و به نحوي که شرح داده شد سيکل بيماري تکرار مي گردد.

Pythium sp.

پي تيوم مهمترين عامل پوسيدگي ها، چه قبل و چه بعد از ظهور گياهچه هاست. پي تيوم توليد ريسه هاي سفيد، نازک، بسيار پرشاخه و سريع الرشد مي کند. ريسه توليد اسپورانژيوم هاي انتهايي يا ميان ريسه اي مي کند که ممکن است کروي، رشته اي و يا به شکل ديگر باشند.

اسپورانژيومها مستقيماً جوانه زده و توليد يک يا چند لوله جوانه اي يا ژرم تيوب مي کنند، يا اينکه جوانه زده و توليد هيف کوتاهي مي نمايند که در انتهايش يک حباب تشکيل مي شود. پروتوپلاسم از داخل اسپورانژيوم به درون وزيکل مي رود و در آنجا بيش از 100 زئوسپور تشکيل مي دهد. زئوسپورها پس از آنکه آزاد شدند براي چند دقيقه اي در آب اطراف ازدحام نموده و بالاخره متوقف شده، کيستي مي شوند و با توليد يک لوله جوانه اي مولد آلودگي جوانه مي زنند. اين لوله جوانه اي معمولاً به بافت ميزبان رخنه مي نمايد و توليد آلودگي جديد مي نمايد؛ اما گاهي هم دوباره توليد يک وزيکل مي کند و در آن هم چندين زئوسپور ثانوي تشکيل مي شود و اين عمل ممکن است بازهم تکرار شود. ريسه قارچ ضمناً اووگونيوم کروي و آنتريديوم چماقي شکل توليد مي کند و هر دوي اينها معمولاً در انتهاي هيفهاي کوتاه به وجود مي آيند. هيفي که آنتريديوم توليد مي کند، ممکن است همان هيفي باشد که داراي اووگونيوم است يا اينکه اين دو ممکن است روي هيفهاي مختلف بوجود آيند. پس از تماس با اووگونيوم، آنتريديوم توليد يک لوله لقاحي مي کند که وارد اووگونيوم مي شود. از داخل اين لوله هسته هاي نر آنتريديوم عبورکرده و به طرف هسته هاي ماده اووگونيوم پيشرفت کرده با آنها ترکيب مي شوند و تشکيل زيگوت مي دهند. ديواره اووگونيوم ضخيم مي شود و تبديل به اووسپور مي شود. اووسپورها، هم پس از جوانه زدن توليد لوله جوانه اي مي کنند و يا توليد وزيکلهايي مي نمايند که در آنها زئوسپورهاي شبيه آنچه در مورد اسپورانژيوم شرح داده شد بوجود مي آيد. نحوه جوانه زدن اسپورانژيوم و اووسپور عمدتاً به درجه حرارت محيط بستگي دارد. در حرارتهاي بالاي 18 درجه سانتيگراد معمولاً ژرم تيوب يا همان لوله جوانه اي تشکيل مي شود، در حالي که حرارتهاي بين 10تا18 درجه سانتيگراد قارچ را تحريک به توليد زئوسپور مي کند.

Phytophthora infestans

ريسه قارچ توليد اسپورانژيوفورهايی با رشد نامحدود مي کند. اسپورانژيومهای ليمويی شکل پستانکدار قارچ در نوک انشعابات اسپورانژيوفورها تشکيل مي شوند. اما ضمن اينکه شاخه های اسپرانژبر به رشد خود ادامه می دهند، اسپورانژيومها کنار زده شده و جدا می شوند و می افتند. در محل تشکيل اسپورانژيومها روی اسپورانژبرها برجستگی های کوچکی بوجود می آيد که از مشخصات ويژه اين قارچ هستند. اسپورانژيومها در حرارتهای 12 تا 15 درجه سانتي گراد با توليد زئوسپور جوانه ميزند در حاليکه در بالاتر از 15 درجه اسپورانژيومها مستقيما با توليد لوله تندش جوانه می زنند. هر اسپورانژيوم توليد 3 تا 8 و بعضی اوقات تعداد بيشتری زئوسپور می کند که در اثر پاره شدن ديواره اسپورانژيوم در محل پستانک آزاد می شود .اين قارچ برای توليد مثل جنسی به دو تيپ آميزشی سازگار نياز دارد و چون در بيشتر کشورهای جهان فقط يک نوع تيپ آميزشی يافت می شود، توليد مثل جنسی قارچ به ندرت يافت شده است. هنگامی که دو تيپ جنسی در کنار هم رشد کنند هيف قارچ ماده از داخل آنتريديوم عبور کرده و در بالای آن تشکيل اووگونيوم کروی شکل می دهد . سپس آنتريديوم اووگونيوم را تلقيح می کند که به يک اووسپور مقاوم با ديواره ضخيم تبديل می شود. اووسپورها توليد لوله جوانه ای و بعد هم تولیداسپورانژيوم می کنند اما برخی اوقات هم اين لوله جوانه ای مستقيما تبديل به ميسليوم می شود.

فيزيولوژي گياهان بيمار

پاتوژنهامستقيمابامصرف مواد موجود در سلولهاي گياهی ويابا ترشح موادي از نوع هورمون،آنزيم ويا مواد سمي سبب برهم زدن تعادل بين مواد مختلف ويا تغييردر فعل وانفعالات عادي در گياه مي شوند.در زيربه اثر پاتوژنها در بروز بعضي ازتغييرات فيزيولوژيکي درگياهان اشاره مي شود.

اثر بيمارگرها در فتوسنتز

فتوسنتز يک عمل اساسي در گياهان سبز است که طي آن انرژي نوراني به شيميايي تبديل شده و از اين انرژي در فعاليتهاي حياتي گياه استفاده مي شود.فتوسنتز منبع نهايي تامين تمام انرژي مورد نياز سلولهاي گياهي و حيواني است.در فتوسنتز گاز کربنيک هوا و آب خاک در کلروپلاست بهم رسيده و با کمک انرژي نوراني با هم ترکيب شده و گلوکزواکسيژن توليد مي شود.با توجه به نقش بنيادي فتوسنتز در زندگي گياهان واضح است که هرگونه اختلال در عمل فتوسنتز مي تواند به بروز حالت بيماري در گياه منجر شود.بيمارگرها با ايجاد اختلال در فتوسنتز باعث ايجاد عوارضي مي گردند که اهم آنها عبارتند از:کلروز يا زردي, توليد نواحي مرده يا نکروز در قسمتهاي سبز گياه ,کاهش مقدارمواد حاصل از فتوسنتز که در اغلب گياهان به صورت نقصان رشدگياه و مقدار ميوه تظاهر مي کند.در لکه برگيها و سوختگيهاي برگ(بلايت) وساير بيماريهايي که قسمتي از بافت برگ منهدم شده يا به برگ ريزي منجر ميشود ميزان فتوسنتز به علت از بين رفتن سطح فتوسنتز کننده کاهش مي يابد.در بيماريهاي ديگر نيز پاتوژنهاي گياهي بخصوص در مراحل نهايي بيماري (به علت تاثير بر روي کلروپلاستها و تخريب آنها) فتوسنتز را کاهش مي دهند.در اکثر بيماريهاي قارچي و باکتريايي مقدار کلي کلروفيل برگ کاهش مي يابد اما به نظر ميرسد که ميزان فعاليت فتوسنتزي کلروفيل باقيمانده تغييري نمي کند.در بعضي بيماريهاي قارچي و باکتريايي در اثر زهرهاي مترشحه از اين پاتوژنها مانند tabtoxin وtentoxin وممانعت از فعاليت آنزيمهايي که به طور مستقيم يا غير مستقيم در فتوسنتز دخالت دارند, فتوسنتز کاهش مي يابد.در گياهاني که مورد حمله پاتوژنهاي آوندي قرار گرفته اند, روزنه ها تا اندازه اي بسته شده, کلروفيل کاهش مي يابد وحتي قبل از پژمردگي کامل گياه فتوسنتز متوقف ميشود.بيشتر بيماريهاي ويروسي, ميکوپلاسمايي و نماتدي موجب بروز مقادير مختلف کلروز يا زردي مي شوند.در غالب اين بيماريها ميزان فتوسنتز گياه کاهش فوق العاده يافته و در مراحل پيشرفته بيماري سرعت فتوسنتز به يک چهارم سرعت عادي مي رسد.

اثر بر جذب آب توسط ريشه

بعضي پاتوژنهامانند قارچهاي عامل مرگ گياهچه, پوسيدگي ريشه, باکتريها, اغلب نماتدها و بعضي ويروسها قبل از آنکه هر گونه علايم بيماري در قسمتهاي هوايي گياه ظاهر شود,باعث انهدام ريشه مي شوند.خسارت به ريشه ها باعث تقليل در مقدار ريشه هاي فعال شده و در نتيجه به همان نسبت از مقدار جذب آب کاسته ميشود.بعضي انگلهاي بافتهاي آوندي در جوار اثرات ديگري که بر روي گياه دارند٫ظاهرا از توليد ريشه هاي مويين نيز جلوگيري کرده و باعث کاهش جذب آب مي شوند.علاوه بر اين, اينگونه پاتوژنها و برخي ديگر نفوذپذيري سلولهاي ريشه را نيز تغيير داده و باز هم در جذب آب بوسيله ريشه ايجاد اختلال مي کنند.

اثر بر انتقال آب در آوندهاي چوبي

پاتوژنهاي قارچي و باکتريايي مولد بيماريهاي مرگ گياهچه ,پوسيدگي ساقه و شانکر ممکن است در محل آلودگي به بافتهاي آوند چوبي رسيده و در صورتي که گياه جوان باشد با انهدام آوندها باعث مرگ آن شوند.آوندهاي چوبي ممکن است بوسيله پيکره پاتوژن يا مواد مترشحه از آن و يا موادي که بوسيله گياه در واکنش در برابر پاتوژنها ترشح مي کنند,پر و مسدود شوند.آوندها چه تخريب و چه مسدود شوند به انجام فعاليتهاي عادي خود که انتقال آب است قادر نبوده يا آب ناچيزي را منتقل خواهند کرد.بعضي پاتوژنها مانند باکتري گال طوقه Agrobacterium tumefaciens و قارچ ريشه گرزي کلم Plasmodiophora brassicae و نماتد مولد گره در ريشهMeloidogyne sp. سبب ايجادغده هايي در ساقه,ريشه و يا هر دوي آنها مي گردند.سلولهاي فراوان و حجيم غده که در اطراف يا نزديک آوندهاي چوبي قرار دارندممکن است به آوندها فشار آورده و سبب از هم پاشيدگي آنها شده و در نتيجه از سرعت حرکت آب در آنها بکاهند.در برخي موارد پروتوپلاسم پارانشيمی اطراف آوندهای چوبی به داخل آوندها نفوذ کرده که تايلوز(tylose) ناميده مي شود.تايلوز درصورتيکه به تعدادنسبتا زيادتوليد شودقطرداخلي آوندهارا کم کرده ودر نتيجه حرکت آب در آوندهابه سختي صورت مي گيرد.نمونه بارز ممانعت از حرکت آب در آوندهاي چوبي در بيماريهاي پژمردگي آوندي ديده شده که توسط قارچهايي مثل Fusarium و Verticillium و باکتريهايي مانند Pseudomonas و Erwinia ايجاد مي شوند.اين پاتوژنها به آوندهاي چوبي ريشه و ساقه گياه حمله برده و با جلوگيري از حرکت آب در آنها گياه را بيمار مي کنند.در اکثر گياهان مبتلا به اين بيماريها حرکت آب در آوندها فقط4-2 درصد ميزان حرکت آن در گياهان سالم است.

اثر پاتوژنها در تبخير

در آن دسته از بيماريهاي گياهي که برگها مورد هجوم پاتوژن قرار مي گيرند, شدت تبخير افزايش مي يابد.علت اين موضوع از بين رفتن حداقل قسمتي از کوتيکول محافظ برگ در اثر پاتوژن ,ازدياد نفوذپذيري سلولهاي برگ و همچنين اختلال پاتوژن در عمل روزنه ها مي تواند باشد.بيماريهايي مانند زنگها ٫سفيدکها و لکه سياه سيب قسمت زيادي از کوتيکول و اپيدرم برگها را از بين برده و در نتيجه آب از اين قسمتها بدون هيچ کنترلي به هوا تبخير مي شود.در صورتي که سرعت جذب آب و انتقال آن به برگها نتواند جبران آب تبخير شده را بکند برگها حالت عادي خود را از دست داده و پژمرده مي شوند.نيروي مکشي برگهايي که آب را به شدت تبخير مي کنند افزايش يافته و اين ممکن است به فرورفتگي و عدم کارايي آوندها,توليد تيلوز و صمغ در آنها منجر شود.

اختلال در انتقال مواد آلي در آوندهاي آبکش

مواد آلي توليد شده در سلولهاي برگ در نتيجه فتو سنتز , از منافذي که سلولها را به هم ربط ميدهند(پلا سمودسماتا) عبور کرده و و وارد آوندهاي آبکش مي شوندپاتوژنهاي گياهي ممکن است در عبور مواد آلي از سلولهاي برگ به آوندهاي آبکش ويا انتقال آنها در طول آوند و يا عبور آنها از آوندها به داخل سلولهاي مصرف کننده تاثير نموده و مشکلاتي را به وجود آورند.قارچهاي انگل اجباري مانند زنگها و سفيدکها اغلب باعث مي شوندتا محصولات فتو سنتز و مواد معدني در محل آلودگي به مقدار زيادي جمع شوند. در اين بيماريها نواحي آلوده داراي تنفس شديد و فتوسنتز کاهش يافته هستند .تجمع نشاسته دربرگهاي آلوده در برخي بيماريهاي ويروسي به خصوص نوع پيچيدگي برگ و بعضي زردي ها پديده اي عادي است.در اغلب اين بيماري ها تجمع نشاسته در برگها بيشتر به علت تخريب آوندهاي آبکش است که از اولين علائم بيماري محسوب مي شوند.اين امکان نيز وجود دارد که در برخي بيماري هاي ويروسي تجمع نشاسته به واسطه ممانعت ويروس در فعاليت آنزيمهايي باشد که نشاسته را به مولکولهاي کوچکتر و قابل انتقال تبديل مي کنند .مناطق آلوده نه تنها نشاسته کمتری توليد مي کنند بلکه نشاسته توليد شده در اين نواحي به آساني تجزيه نشده و با وجود آوندهاي سالم منتقل نمي شوند.

اثر پاتوژنها بر تنفس

معمولا بعد از آلودگي گياهان به پاتوژنها ,سرعت تنفس آنها افزايش مي يابد . اين بدان معنا است که بافتهاي آلوده کربوهيدراتهاي ذخيره اي خود را خيلي سريعتر از بافتهاي سالم به مصرف مي رسانند . افزايش تنفس بافت گياهي , کمي بعد از تلقيح پاتوژن مشاهده شده و موقعي که علائم بيماري ظاهر مي شود مطمئنا ميزان تنفس افزايش يافته و در دوره تکثير و اسپورزائي پاتوژن نيز اين افزايش ادامه خواهد يافت . بعد از اين دوره سرعت تنفس کاهش مي يابد و ممکن است به حد گياه سالم و يا حتي کمتر از آن برسد. در مواردي که گياهان آلوده مقاوم مي شوند , به دليل توليد و انتقال سريع مکانيزمهاي دفاعي به محل آلودگي , انرژي زيادتر ي مصرف شده و تنفس سريعترافزايش مي يابد .به هر حال , در گياهان مقاوم نيز از شدت تنفس بلافاصله بعد از رسيدن به اوج خود سريعا کاسته مي شود . در گياهان حساس به دليل عدم انتقال سريع مکانيزمهاي دفاعي به محل آلودگي , بعد از مايه زني, تنفس به آهستگي افزايش يافته و در عوض مدت زمان طولاني تري در حداکثر مقدار خود باقي مي ماند .همراه با افزايش تنفس تغييرات متعددي در متابوليسم گياه بيمار رخ ميدهد, براي مثال فعاليت يا غلظت چندين آنزيم تنفسي يا در ارتباط با مسيرهاي تنفسي ظاهرا افزايش مي يابد.

اثر پاتوژنها بر نفوذ پذيري غشاهاي سلولي

غشاها به عنوان سدهاي نفوذ پذيري انجام وظيفه کرده و تنها اجازه ورودمواد مورد نياز را به داخل داده و از خروج مواد ضروري داخل سلول ممانعت مي کنند.معمولا چربي دو لايه نسبت به اغلب بيومولکولها نفوذ ناپذيراست . تغييرات در نفوذپذيري غشا سلولي معمولا اولين پاسخ مشهود سلولها به آلودگي هاي حاصل از عوامل بيماري زا و موادي مانند زهرهاي اختصاصی ميزبان و بعضي زهرهاي غير اختصاصي ميزبان , بعضي از آنزيمهاي پاتوژن و برخي مواد سمي مانند مواد سمي موجود در هواي آلوده است.معمولترين اثر تغيير در نفوذپذيري غشاي سلولي از دست رفتن الکتروليتهاست که از يونها و مولکولهاي کوچک محلول در آب تشکيل شده اند. به هر حال کاملا مشخص نيست که از دست رفتن الکتروليتها و تغيير نفوذپذيري غشا اولين هدف و اثر آنزيمها و توکسينها است.اگر واقعا عوامل بيماريزا به طور مستقيم بر روي نفوذپذيري غشا تاثير بگذارند,محتمل است که آنها اين عمل را با تحريک آنزيمهاي متصل به غشا مانندATP آز که در عمل انتقال H به داخل و kبه خارج سلول دخيلندويا با مداخله در فرآيندهايي که براي حفظ و ترميم لايه سيال سازنده غشا لازم هستند و يا با تخريب اجزا چربي و پروتئيني غشا به وسيله آنزيمهاي توليد شده به وسيله پاتوژن انجام مي دهند.

اثربرنسخه برداری

چندين دسته از عوامل بيماريزا از جمله ويروسها و قارچهای انگل اجباري مانند زنگهاوسفيدکهای پودری برروي پديده نسخه برداري سلولهای مورد حمله تاثير مي گذارند.در بعضي موارد عامل بيماری با تغييرترکيب ساختمان يا عمل شبکه کروماتينی سلول مر بوطه بر روی نسخه برداري تاثيرمي گذارد.در بعضي بيماريها،بويژه در موردويروسهای بيمارگربه وسيله آنزيمهای خود ويا ايجاد تغييردرآنزيمهای ميزبان(RNAپليمراز) که آر.ان.ای مي سازند،ابزار سلول را به کار گرفته وبا مصرف نوکلئوتيدهاي داخل سلول اقدام به ساخت آر.ان. ای برای خودمي کند.در تعدادي از بيماريهاکه فعاليت ريبونوکلئازها(آنزيمهايي که آر.ان.ای را مي شکنند)افزايش مي يابد، ممکن است به توليدريبونوکلئازهاي جديدي مربوط باشد که در گياهان سالم يافت نمي شوند.بالاخره،به نظرمي رسدکه در بعضي از بيماريها وگياهان بويژه گياهان مقاوم، آر.ان ای بيشتری از گياه سالم،مخصوصادرمراحل اوليه آلودگي يافت مي شود.در مجموع عقيده بر اين است که وجود مقادير زيادتري آر.ان اي ولذا افزايش نسخه برداري در سلولهابيانگرافزايش ساخت موادي است که در واکنشهاي دفاعي سلول گياهي نقش دارند.

اثر بر ترجمه

بافتهاي آلوده گياهی اغلب افزايش فعاليت چندين آنزيم مخصوصا آنزيمهاي دخيل در توليد انرژي(تنفس) يا اکسايش ترکيبات فنلي متعددرا که بعضا در واکنشهاي دفاعي نقش دارند، از خود نشان مي دهند. اگرچه ممکن است مقادير معيني از بعضي از اين آنزيمها(پروتئينها) در موقع آلودگي در سلول وجود داشته باشد،اما تعدادي از آنها به صورت جديدتوليدشده ومستلزم افزايش فعاليت آر. ان.ای پليمرازوميزان عمل نسخه برداري هستند.به طوري که در بالاذکر شد ساخت ريبونوکلئازو فعاليت آن نيز دربافتهاي آلوده افزايش مي يابد.افزايشهايي در ساخت پروتئينها در بافتهاي آلوده و عمدتا در گياهان مقاوم به بيمارگرمشاهده شده که در مراحل اوليه آلودگي يعني 2تا20ساعت بعد از تلقيح به بالاترين سطح خود مي رسد. چنانچه بافتهاي مقاوم کمي قبل از آلوده سازي يا همزمان با آن توسط مواد ممانعت کننده از ساخت پروتئينهاتيمار شوند، مقاومت آنها به عامل بيماري کاهش مي يابد.اين مشاهدات بيان مي کنندکه بيشتر افزايش ساخت پروتئينها در گياهان آلوده نمايانگر افزايش ساخت آنزيمهاوسايرپروتئينهايي است که در واکنشهاي دفاعي گياه موثر هستند.

منابع

1. آگريوس،جرج،ن.1370. بيماريهای گياهی. ترجمه مهرآوران، حميد. انتشارات دانشگاه اروميه.

2. آگريوس،جرج،ن.1376. آسيب شناسی گياهی (جلد يک). ترجمه مهرآوران، حميد. انتشارات دانشگاه اروميه

3. الهی نيا،ع.1377. قارچ شناسی و بيماريهای گياهی. انتشارات دانشگاه گيلان

تجمیل الانف فی ایران

Copyright Amazing.iR© 2015 - Allrights Reserved.

برای ورود به کانال تلگرام کلیک کنید